این وبلاگ رسمی مونا برزویی نمی باشد
  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۳
تگ ها :

 

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۳
تگ ها :

 

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۳
تگ ها :

 

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۳
تگ ها :

امپراطور

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳٠
تگ ها :

 

            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٤
تگ ها :

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٤
تگ ها :

 

http://www.youtube.com/watch?v=2iXnU6y66ng

دکلمه ی راه شمالی _ مونا برزویی

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱
تگ ها :

 

اینجا رو من اداره میکنم 

اما آدرس وبلاگ اصلی مونا برزویی

www.mb2004.persianblog.ir

 

لطفا برای ارتباط برای صفحه خودش تو فیس بوک پیغام بفرستید من راجع به شرایط واگذاری اطلاع ندارم. و پیغامهای خصوصی رو نمی تونم جواب بدم فقط جواب کامنتی نمایش داده میشه که عمومی باشه

http://www.facebook.com/Mona.Borzouee.Fans

               با تشکر                      

شهرزاد

 

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۳
تگ ها :

 

مونا برزویی تابستان 90

عکس از رضا بهاری نژاد

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٢
تگ ها :

 

عکس مربوط به گفتگو با موضوع بانوان ترانه سرا 

 مجله ی هفت نگاه

شماره یازدهم نیمه مهر 1390

 

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢
تگ ها :

 

مجله هفت نگاه تیر ماه 90

 

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦
تگ ها :

مصاحبه ترانه ماه

برای دیدن وبلاگ مونا برزویی

به این ادرس مراجعه کنید  
www.mb2004.persianblog.ir

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٩
تگ ها :

مصاحبه آقای مسعمود امامی با مونا برزویی

مصاحبه جدید مونا برزویی را

که توسط آقای مسعود امامی تهیه شده ،

 در شماره ۴٢ مجله ترانه ماه

همراه با یادداشتهایی درباره ترانه هایش

از آقای سعید مدرس ، آقای علی لهراسبی و

آقای حامد عسگری  میتوانید بخوانید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://dl.birmusic43.com/Pic/1389/News/mona-1.jpg

http://dl.birmusic43.com/Pic/1389/News/mona-2.jpg

http://dl.birmusic43.com/Pic/1389/News/mona-3.jpg

http://dl.birmusic43.com/Pic/1389/News/mona-4.jpg

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٩
تگ ها :

 

با سلام لطفا در صورتی که کامنتی با نام مونا برزویی دریافت کردید حذفش کنید..

کاربر مربوطه از طریق پرشین بلاگ احتمالا از طریق آی پی که کنار کامنت وجود داره قابل پیگیری ست.

با تشکر فراوان :)

___________________________________

 

مصاحبه مونا برزویی با سایت موسیقی 360

موسیقی 360 - مسعود رجبی : بی شک "مونا برزویی" در حال حاضر یکی از ترانه سرایان بزرگ موسیقی پاپ ایران می باشد که شاهکار ترانه های او ترانه ی "تقدیر" شادمهر عقیلی بود که هیچگاه از اذهان دوست داران موسیقی پاک نخواهد شد.با این ترانه سرای پرکار این روزهای موسیقی پاپ مصاحبه ای انجام داده ایم که در ادامه می توانید بخوانید ...

 http://music360.us/interviewss/739-mona-borzouei.html

موسیقی 360 : در پروفایل وبلاگتان اعلام کرده اید که همکاری هایتان را با خوانندگان محدود کرده اید. علت این محدودیت چیست ؟

از ابتدا هم کم کار بوده ام .. ترجیح میدهم  در آلبومی با بیش از یک ترانه حضور نداشته باشم.. کم مینویسم و دوست دارم کمتر واگذار کنم ....به علاوه  ما استعدادهای کشف نشده ی بسیاری داریم .. همکاران نباید همیشه به دنبال چند اسم خاص باشند ..این مطلب را در وبلاگم هم اعلام کرده ام ، چون افراد سودجو در این میان از نام ما سوء استفاده میکنند  و با این ادعا که میتوانند ترانه ای از ما در اختیار متقاضیان قرار دهند، کلاهبرداری می کنند. شنیده ام  دستمزدهای کمی اعلام میکنند برای تشویق خواننده هایی که بی اطلاع هستند از شرایط واگذاری ما .. امیدوارم کسی فریب این افراد را نخورد.

موسیقی 360 : آیا جزو ترانه سرایانی هستید که سفارشی کار می کنند؟

کارهای سفارشی هم نوشتم.. ولی در شرایطی که به سوژه علاقه داشته ام.. مثلا ترانه ای که برای فیلم سینمایی "تلافی" نوشته ام سفارشی ست .

موسیقی 360 : رمز موفقیت شما در ترانه سرایی چه چیزی بوده است؟

هنوز احساس موفقیت نمیکنم .. من فقط چند قدم کوچک برداشته ام به سمت دریچه ی روشنی که رو به رویم است.. اما سالها فاصله هست تا رسیدن..

موسیقی 360 : ترانه های شما مختص سبک موسیقی خاصی هستند؟

مطمئنا برای موزیک پاپ

موسیقی 360 : تا حالا شده روی ملودی یک آهنگ شعر بگویید ؟

فکر میکنم حدود 6 یا 7 ترانه  با آقای "مجید اخشابی" کار کرده ام که همه بر اساس ملودی بوده و همچنین ترانه ی" موج دامنی که می رقصه تو باد " که "سعید مدرس" اجرا کرد.

 موسیقی 360 :  شما به چیزی به نام "ساحت مقدس ترانه" اعتقاد دارید؟

من به " تعهد به قلم" اعتقاد دارم.

موسیقی 360 : تا چه حدی به حفظ قوائد در ترانه سرایی پایبند هستید؟

در واقع من  شعر محاوره نمینویسم .. دارم  حرف میزنم... وگاهی شکل ترانه می گیرد..... به من میگویند چرا قوافی ات خاموشی و رو به رو میشی بوده ... ((به پله های خاموشی.. که با من رو به رو میشی))... خب چون دقیقا داشتم از آن پله های خاموشی یاد میکردم که با هم رو به رو میشویم.. چرا باید برای خوشامد این و آن دروغ بنویسم؟ یا پله ها را با واژه ای مثل آتیشی روشن کنم که با ساحت قافیه برنخورد؟؟.. پله ها خاموش بودند ! !

از شوخی گذشته من بارها گفته ام حس را هرگز قربانی تکنیک نمیکنم . مسلما رعایت قافیه و وزن به زیبایی ترانه کمک میکنند ، فقط زمانی از قافیه های متداول صرف نظر میکنم و قافیه ی آوایی مینویسم که حس کنم احساس بهتری را منتقل میکند(مثل همان بیت کی با یه جمله مثل ِ من میتونه آرومت کنه... اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه)..من "نون" و " میم" را قافیه گرفته ام که معتقدم تا حدودی یکسان شنیده میشوند و گاهی "ت" و "دال"را و "کوه" و" روح" را و "موقع " و "بی ذوقه" را و حتی موارد غریب تر..  و با وجود همه ی انتقادها بازهم هر زمان که لازم بدانم تکرارشان میکنم... میتوانند آن تعداد از ترانه هایم را که از قواعد خشک وزن و قافیه تخطی نکرده ام نادیده بگیرند ، من قصد ندارم تسلطم را به کسی اثبات کنم اگر تا به حال ثابت نشده.. ولی  وزن را اغلب خود آهنگسازان در ترانه ام میشکنند مثل سعید مدرس که اغلب گوشه ای از کلام را به سلیقه ی خود قیچی میکند و با آن طرحی که در ذهن دارد می سازد. 

موسیقی 360 : به جز ترانه ، در زمینه سرودن سایر قالب های شعری هم دست دارید؟ بحر طویل ، غزل و...؟

من از غزل و شعر نو شروع کردم .

موسیقی 360 : به نظر شما چه عواملی باعث توجه و علاقه ی مردم به یک ترانه می شود؟

اینکه نزدیک به زندگیشان باشد.. آینه ی احساسات و خاطراتشان باشد با آن همذات پنداری کنند.

موسیقی 360 : برسیم به آهنگ محبوب"تقدیر" شادمهر عقیلی. این ترانه را در چه زمانی سرودید؟ و عامل سرودن آن چه بود؟

ترانه ی "تقدیر" را بر اساس یک خط ملودی یکی از دوستان آهنگساز نوشتم .. اما کار در ایران به نتیجه ای نرسید.. روزی که شادمهر به دنبال شعر میگشت فکر کردم بد نیست  نگاهی به آن بیاندازد .. فردای آنروز کار را ساخته بود!

موسیقی 360 : از اجرای "تقدیر" توسط شادمهر چقدر راضی هستید؟

هر ترانه ای تقدیری دارد ، تقدیر آن ترانه شادمهر بود . ممکن نبود کسی جز شادمهر اینکار را بخواند که من تا این اندازه کار را دوست داشته باشم.

موسیقی 360 : آیا در آینده نیز با شادمهر همکاری خواهید کرد؟

اگر شادمهر درخواست همکاری کند حتما برایش خواهم نوشت .. من با همکاری شادمهر وارد این وادی شدم ، نوستالژی که با صدای او و اولین ترانه هایم دارم ، شادمهر را برایم از همه متمایز میکند.

موسیقی 360 : از آلبوم جدید سعید مدرس بگویید ، کدام ترانه های این آلبوم از شما بوده است؟

تمام ترانه هایی که در دو آلبوم "زندگی ادامه داره "و "یه اتفاق خوب" منتشر شده بود را من نوشته بودم .

موسیقی 360 : آشنایی شما با سعید مدرس چگونه انجام شد؟

سعید مدرس یکی از ترانه های مرا شنیده بود و روی آن اتودی ساخته بود که برایم فرستاد . آنقدر آن اتود خوب بود که تصمیم گرفتیم همکاری کنیم.

موسیقی 360 : آیا از کار سعید مدرس راضی هستید؟

بله . سلیقه ی خاص و خلاقیت او را در ایده هایش بسیار می پسندم.

موسیقی 360 : موسیقی سعید مدرس چقدر با سلیقه شما مطابقت دارد؟

از نوحه سرایی و روضه خوانی که در خوانش خواننده ها بسیار هم باب شده در کار او خبری نیست.. ترانه های من اساسا غمناکند اما خیلی ها فقط برای تقلید از فلان خواننده ی مطرح ، ژست غم به خود میگیرند.. که به نظرم تظاهر به غم  به خاطر اینکه دیگران را تحت تاثیر قرار بدهید خیلی تصنعی و چندش آور است ....سعید مدرس همیشه یک کاراکتر مشخص در کارش داشته . من به این ویژگی اعتماد میکنم.      

موسیقی 360 : در زمینه هزینه ی ترانه ها ، چگونه برای یک ترانه قیمت تعیین می کنید؟ پیشنهاد قیمت از جانب شماست یا خواننده؟

من دستمزد مشخصی دارم .. مبلغی که دریافت میکنم حداقل و حداکثر ندارند..  در این بخش سختگیری میکنم...دستمزدم به هر حال بخش کوچکی از شرایطم برای همکاریست که وقتی به طور کامل آنرا نمی پذیرند همکاری نمیکنم. البته اگر روزی به موردی برخوردم که حس کنم میتوانم با کمی اغماض به یک استعداد درخشان در راه شنیده شدنش کمک کنم.. مطمئنا در آن صورت خوشحال میشوم به این شکل در موفقیت کسی سهیم باشم. اما اینها احتمالهای ضعیفند !

موسیقی 360 :  شما بیشتر خواننده ها رو اذیت می کنید یا اون ها شما رو اذیت می کنند؟!

ما کار هنری میکنیم صحبت از آزار و اذیت نیست .. اما من به یاد ندارم حقم را نگرفته باشم. حتی به قیمت دلخوری همکاران قدیمی .. تنها سرنوشت کارست که برایم اهمیت دارد.

موسیقی 360 : از بین سایر ترانه سرایان در داخل و خارج از کشور کسی هست که کار او را بپسندید؟

شهیار قنبری.. اردلان سرفراز.. ایرج جنتی عطایی و زویا زاکاریان و هدیه .... و در ایران کارهای روزبه بمانی ،  دکتر افشین یداللهی، فرید احمدی و نامهای موفق دیگر

موسیقی 360 : دوست دارید برای کدامیک از خواننده های داخل ایران ترانه بگوئید؟

 نام خواننده چندان فرقی برایم ندارد!

موسیقی 360 : از چه زمانی ممنوع الفعالیت شدید و علت آن چه بود ؟!

فکر میکنم بعد از پخش تقدیر و در ادامه اش ویدئوهای سعید مدرس

موسیقی 360 : نظرتان در مورد تغییر نامتان در بعضی آلبوم های مجاز از مونا به سارا چیست؟

از مونا به سارا و از سارا به نسترن شیرمحمدی .... اشکالی ندارد تنوعی ست.. من یک عده اندک مخاطب دارم که لطف دارند و پیگیری میکنند. با هر اسمی کار کنم اطلاع رسانی خواهم کرد به آنها و همین که دنبال میکنند و میشنوند برایم کافی ست وبسیار بسیار ارزشمند.

موسیقی 360 : شما در صفحه شخصی تان در فیس بوک نوشته اید که در ترانه ی "نمی دونم" احسان خواجه امیری ،  به شادمهر عقیلی اشاره داشته اید. لطفا در این باره توضیح کامل بدهید.

بله در جواب به سئوال دوستان توضیح داده بودم... البته واقعا نکته ی عجیب و پیچیده ای در این مسئله نیست که  شفاف سازی کنم.

اما توضیحش این است که به شادمهر میگوییم "شادی" ...در ترانه ام نوشته ام " به اون ترانه ی شادی..." یعنی به اون ترانه ی "شادمهر..." منظورم از آن بیت ، این است که : مرا ببر به آن ترانه ی شادمهر که با شنیدنش به یاد من افتاده بودی..

موسیقی 360 : و در پایان یک خط از ترانه ای که هنوز از شما منتشر نشده ؟

از این راهرو یک نفر رد شده .. که عطرش همونه که تو می زنی

برای به زانو در آوردنم ... تو از مرگ حتی جلو میزنی

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧
تگ ها :

 

 گفتگوی مونا برزویی با

Best Music

http://01.bestmusic5.com/1426-Interview---Mona-Borzouei

 

تاریخ تولد

19 اردیبهشت 1363

تحصیلات

 مترجمی زبان انگلیسی کارشناسی

بارزترین ویژگی اخلاقی

صراحت و انزوا

در ترانه هاتون از کلمه ی عطر زیاد استفاده کردید  عطر مورد علاقه ء خودتون چیه؟

نینا ریچی ،ایسی ، ورساچی و... 

چی از همه بیشتر تو زندگی شما رو خوشحال میکنه

سلامتی و خوشحالی خانواده ام.. به جز اینها به ندرت اتفاقی میتواند مرا به معنای واقعی خوشحال کند

اولین ترنه ای که سرودید

 "اشک من پیرهنتو تر کرده"  .."وقتی که گفتی نرو"

خواننده ی محبوبتون 

فرهاد مهراد ، استاد محمد رضا شجریان

نظرتون راجع به سیروان خسروی

یک همکاری مشترک داشتیم در آلبوم اخیر احسان خواجه امیری  باید منتظر بازخورد و عکس العمل مردم ماند

سعید مدرس

خلاق ، خونسرد و شوخ

شادمهر عقیلی

نابغه متواضع دوستداشتنی

اگر قدرت سحر و جادو داشتین چه کار می کردید

اگر قدرت جادوئی داشتم  ترتیبی میدادم تا اعمال آدمها در صورتشان ظاهر بشود ..

نظرتون در مورد  رپ

در میان کسانی که برای انتشار تکست رپ تریبونی یافته اند، از کارهای شاهین نجفی واقعا لذت می برم.راست می گویند که  آبروی رپ فارسی ست

تصورتون از مرگ چیه ؟

نزدیکتر از تصورمان

آخرین سریالی که دیدین

مطمئنا از صدا و سیما نبود

آخرین باری که گریه کردید

من دائما چشمهایم پر از اشک می شود... اما الان یادم نمی آید آخرین گریه ام کی بود

اهل ورزش هستید؟ اگه هستید چه ورزشی

بله  بیشتر شنا

کدوم یک از ترانه هاتون رو بیشتر دوست دارید؟و با شنیدنش چه حسی بهتون دست میده

تقدیر، آنقدر دوستش دارم که هر بار پخش میشود از لحظه ی حال کنده میشوم و میان افکارم غرق میشوم ، نمیتوانم با تمرکز آنرا بشنوم

آرامش زندگی رو در چی میبینید

خاموش بودن گوشی همراهم

وقایع روز یا اطرافیانتون چقدر روی ترانه هاتون تاثیر داره

مسلما تحت تاثیر وقایع روز ترانه می نویسیم. گاهی فکر میکنم که ما بیشتر از زندگی الهام میگیریم یا زندگی از ما؟

چرا بیشتر با سعید مدرس همکاری میکنید

سلیقه مان در مورد ترانه نزدیک است ..اگر کسی را میشناسید که بشود با او حدود دو تا آلبوم و تعدادی تک ترک همکاری کرد بدون اینکه در هیچ حاشیه ای درگیر شود، حتما به من معرفی کنید. ایده های خلاقانه ء او را می پسندم

اکثرا" مخاطبان شما جوان هستند چه حرفی دارید به آنها بزنید

چیزی بلد نیستم بگم ، تا تو رو دلداری بدم.... خدا به موقع می رسه ، فقط به این معتقدم

شعرهای کدوم شاعر رو بیشتر میخونید

مولانا .. احمد شاملو.. فروغ فرخزاد

از کدوم خواننده ی خارجی بیشتر خوشتون میاد

 شکیرا 

علم بهتر است یا ثروت

ثروتی که در خدمت علم و هنر باشد

اولین ترانتون رو در چند سالگی گفتید

نوزده سالگی

برخورد مردم با شما به چه شکلیه آیا شمارو میشناسن

ترانه سراها اغلب به چهره شناخته شده نیستند . شاید عده ای که موسیقی پاپ رو دنبال میکنند اسمم رو شنیده باشند ، و اسامی مستعارم رو سارا برزویی ، نسترن شیرمحمدی و.... 

چقدر از وقتتون رو در اینترنت میگذرونید

به اندازه ء اداره ء یک وبلاگ و یک پیج شخصی در فیس بوک  البته گاهی از دوستانم هم کمک میگیرم

شهرت رو دوست دارید

شهرت برای یک ترانه سرا از جنس دیگری ست.. شنونده های موزیک پاپ اسم ما را احیانا میشناسند نه چهره ی مان را.. می توانیم همچنان از یک پیاده روی طولانی بهره ببریم بدون آنکه توجه کسی را جلب کنیم .. من به طرز عجیبی به انزوا و گوشه گیری ام عادت دارم.. دوست دارم مخاطبانم ترانه هایم را حتی زمانی که ممنوع الفعالیت هستم و از اسمهای دیگری استفاده میکنم دنبال کنند ، اما فکر میکنم مثلا وقتی تنها گوشه ی یک کافی شاپ نشسته ام و خلوت کرده ام اگر کسی مرا بشناسد معذب و خجالتی خواهم شد . بنابراین راضی ام که اگر شهرتی هم وجود داشته باشد در حد یک اسم خواهد بود.

آیا از اول میدونستید که ترانه سرا میشید یا علاقه ای به این کار داشتید

هیچ چیز از ترانه سرایی نمیدانستم ، دوست مشترکی با شادمهر داشتم که اصرار کرد ترانه نوشتن را امتحان کنم ، چون شعرهایم را دوست داشت.. اولین ترانه ای که نوشتم توسط شادمهر اجرا شد و به این وسیله به آهنگسازهای دیگر هم معرفی شدم و ادامه دادم

الگوی شما در زندگی و کارتون چه کسی است؟ آیا الگویی دارید

 دوست دارم به دوردستهای ناپیدا نگاه کنم! نه سرمشقی که  نفرات قبل از خودم به جا گذاشته اند

چقدر به حواشی اطرافتون اهمیت میدین

 سعی میکنم تا آنجا که ممکن است دور باشم تا درگیر نشوم .. هیچ گاه در نگاه همکاران بیش از یک سایه ء فراری نبوده ام.. به قضاوتها اهمیت نمیدهم اما حضورم آنقدر هم نیست که قضاوت شود

آدم انتقاد پذیری هستید

گوش میکنم ، دفاع میکنم  و اگر متقاعد شدم اصلاح میکنم

در آلبومهای جدید که میخواد وارد بازار بشه آیا ترانه ای گفته اید

سرنوشت ترانه ها گاهی در لحظات آخر تغییر میکنند.. هیچ کاری را تا قطعی نشده نباید اعلام کرد

آیا مغرور هستید؟ نظرتون راجب آدمهای مغرور چیه؟

متکبر نه ،ولی مغرور هستم . اگر مغرور نبودم به من شک کنید ! آدمهای مغرور می توانند بسیار هم متواضع باشند آدمهای متکبر نه.. غرور یعنی تا حدی از موضعتان پایین بیایید و ارتفاع کم کنید که نگاهتان با دیگری روبه رو شود، نه بیشتر!.... اما تکبر یعنی از بالا نگاه کنید و فکر تغییر ارتفاع بترساندتان.

دوست دارید با کدام خواننده که تا به حال باهاش کار نکردید کار کنید

 همکاری با فرهاد مهراد تنها حسرت من است

بهترین فیلمی که در سینما دیدین چه فیلمی بوده

اهل سینما نیستم ، گیلانه را به خاطر فاطمه معتمد آریا دوست داشتم

رابطتون با بقیه ی ترانه سراها چطوره آیا با اونا رابطه دارید

خانم مهسا سماواتی صمیمی ترین دوست ترانه سرایم است.. برای همه احترام قائلم

رازای زندگیتون رو با کی در میون میزارید

راز آنچنانی ندارم اما با خواهرم (سارا) درددل میکنم

تا به حال شده از کارتو ن خسته بشید حالا به هر دلیلی

بارها و بارها .... اما انرژی مثبت خانواده و دوستان باعث شده باز هم بنویسم

از اشعار کدوم یک از شاعرهای قدیمی خوشتون میاد

حضرت مولانا

یه روز برفی؟ اولین چیزی که به ذهنتون میرسه راجع به این جمله چیه

هنوز هم ذوق میکنم اگر برف مدرسه را تعطیل کند

چقدر به شانس اعتقاد دارید

به خواست خدا اعتقاد دارم

تقدیر

بی تقصیر نیست!

نظرتون راجع به  BEST MUSIC چیه؟

تشکر میکنم از شما و همکارانتون در سایت bestmusic گفتگوی صمیمی و خوبی بود

_________

__________

برای مشاهده ی وبلاگ

 مونا برزویی

به این آدرس

www.mb2004.persianblog.ir

مراجعه نمایید .

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳
تگ ها :

مجله 40 چراغ_مصاحبه نیلوفر لاری پور با مونا برزویی

 

عروسک گردانی به نام ترانه سرا

 

نیلوفر لاری پور : عده ای عقیده دارند که مافیای ترانه(!) جلوی رشد و مطرح شدن ترانه سرایان جوان را می گیرد ، تو از ترانه سرایان جوانی هستی که با اولین ترانه هایت بین مردم شناخته شدی ، آیا به وجود چنین مافیایی اعتقاد داری ؟

 

مونا برزویی : به هیچ وجه به چیزی به عنوان مافیای ترانه اعتقاد ندارم. کار خوب و قابل دفاع ، راهش را پیدا میکند و حتی متعصب ترین آهنگسازان نیز که با تیم خاصی کار می کنند ، در برابر ترانه خوب تسلیم می شوند . نمی گویم که جایگاه خاصی دارم ، ولی تلاش کردم و خدا هم کمکم کرد . به نظر من نسل اول ترانه سرایان پس از انقلاب نه تنها سد راه جوانان نبودند ، بلکه کسی مثل خود من در آغاز کار توسط کسانی مثل خود شما و فرید احمدی به آهنگسازان در ایران معرفی شدم و شروع به کار کردم.

 

_ ن : ولی من بسیاری از جوانان را می شناسم که با وجود ترانه های قدرتمند و قابل دفاع ، هنوز نتوانسته اند وارد بازار موسیقی حرفه ای شوند.

م: باید منتظر آن اتفاق باشند. خدا در زمان معینی ، دری را به روی آدم باز می کند، شاید هنوز زمانش نرسیده

 

_ ن: یا شاید در باز شده و آنها متوجه نشده اند.

 

م: استعداد باید همراه با پشتکار و تلاش باشد. متاسفانه در زمینه ی ترانه ، همیشه تلاش متوسط ها از با استعداد ها بیشتر است ، بعضی از دوستان جوان هیچ زحمتی برای معرفی و طرح آثارشان نمی کشند، برعکس عده ای که حرفی برای گفتن ندارند ، آنقدر تلاش می کنند تا ترانه هایشان شنیده شود.

_ن: اولین ترانه ای که با شعر تو ساخته شد کدام ترانه بود؟

م: اشک من پیرهنتو تر کرده

_ن: اولین بار که این ترانه را شنیدی ، چه حال و هوایی داشتی؟

 

م: دیگر هیچ وقت آن احساس برایم تکرار نمی شود. اصلا فکر نمی کردم اولین سروده ام را به این شکل بشنوم. واقعا قابل گفتن نیست. چون اولین ترانه ای بود که سروده بودم.. تا قبل از آن ترانه من شعر می نوشتم.. اما ترانه نه.. راستش خیلی منقلب شدم.

 

_ن: قبل از نوشتن ترانه ، در قالبهای دیگر تجربه ی سرودن شعر داشتی؟

م: بله من از ١۴ سالگی می نوشتم، یعنی احساساتم را روی کاغذ می آوردم.شعر نو ، شعر سپید... زیاد برایم جدی نبود. ولی یک روز به توصیه یکی از دوستانم ، سرودن ترانه را هم امتحان کردم

 

_ ن: و با همان اولین ترانه هم مطرح شدی ، فکر نمیکنی آدم خوش شانسی هستی؟

م: فرصت ثبت شدن در اختیار همه هست . هر کسی در زمانی و به طریقی فرصت ابراز ایده هایش را پیدا میکند. بعضی ها از این فرصت استفاده میکنند و بعضی ها هم نه.

 

_ن : پس آدم فرصت طلبی هستی ؟

م: بله ، ولی نه به هر قیمتی

_ ن: این ترانه سرای فرصت طلب خوش شانس در سال ٨٨ چند ترانه واگذار کرده ؟

م: چهار ترانه ...

_ ن: فقط چهار ترانه ؟ فکر میکردم پر کار تر از این باشی

م: من از اول هم کم کار بودم ، ولی سال گذشته به دلیل ممنوع الفعالیت شدن من و تعداد زیادی از ترانه سرایان ، تنها چهار ترانه را واگذار کردم ، چون نمی خواستم با اسم مستعار کار کنم و نیز نمی خواستم ترانه هایم را به هر کسی واگذار کنم و البته بازار کساد موسیقی فعالیتم را از همیشه کمتر کرد.

 

 

_ در بعضی از آلبوم ها به ترانه سرایی به نام سارا برزویی بر می خوریم ، با تو نسبتی دارد ؟

م: سارا خواهرم است که البته به تازگی سارا برزویی هم ممنوع الفعالیت شده !

 

_ ن: برای رفع این ممنوعیت اقدامی هم کردی ؟

م: من حتی دلیلش را هم نمی دانم ، هم نامه نوشته ام و هم به وزارت ارشاد رفته ام ، اما هنوز جواب نگرفته ام.

 

_ ن: ولی من شنیده ام قرار است این ممنوعیت ها لغو شود

 

م : من هم شنیده ام و امیدوارم این اتفاق هر چه زودتر بیفتد.

 

_ ن: برای کارهای سینمایی یا تلویزیونی هم ترانه گفته ای ؟

م: تیتراژ برنامه ماه محبوب که در ماه رمضان پخش می شد، تیتراز برنامه سفر به خیر ، و فیلم سینمایی تلافی با آهنگسازی مجید اخشابی و ترانه ی کوه به آهنگسازی آقای مهدی یراحی که برای سریال دیدار استفاده شد.

 

_ ن: برای این فیلم ها و برنامه ها بر اساس سوژه شان ترانه مینویسی یا از ترانه هایی که قبلا سروده ای و با حال و هوای موضوع مطابق است استفاده میکنی؟

 

م: اغلب موضوع را به من میگویند و من با دیدگاه خودم به این سوژه ها می پردازم و ترانه ای می نویسم.

 

 

ن: کدامیک از ترانه هایت بازخورد بیشتری داشته ؟

م: ترانه تقدیر شادمهر. مردم این ترانه را خیلی دوست دارند ، خود من هم از شنیدنش لذت می برم

 

_ ن: یک ترانه سرا در مجموعه ای به نام ترانه ، در کجای کار قرار دارد؟

 

م: وقتی کاری شنیده میشود ، حتما عروسک گردان های خوبی داشته ، یک شاعر ، یک آهنگساز و یک تنظیم کننده ی خوب.....

 

_ ن: والبته پخش مناسب

 

م: بله . صد در صد. ویترین خوب برای دیده شدن هر کاری تاثیر دارد ، اما ترانه سرا همیشه پشت خواننده و حتی آهنگساز قرار میگیرد. ترانه سرا البته خیلی هم توقع دیده شدن ندارد و به نامرئی بودن عادت دارد. اما اخیرا کم لطفی های زیادی نسبت به ما شده است و این روزها بیشتر از پیش نادیده گرفته شده ایم.

 

_ ن: ولی تو تقریبا شناخته شده ای، البته نسبت به دیگران

م: منکه این طور فکر نمیکنم. هیچ وقت هم نخواستم دیده یا شناخته شوم ، اگر میخواستم حتما شغل دیگری مثل بازیگری را انتخاب می کردم

 

_ ن: پس چرا گلایه داری؟

 

م: زمانی که تو برای کاری انرژی می گذاری ، دلت می خواهد کار به اسم خودت ثبت شود ، شاید توقع زیادی باشد ، دیده شدن اسم برای من مهم نیست ، ولی وقتی تو حتی اجازه استفاده از نامت را پای اثرت نداری نا خودآگاه دلگیر می شوی . این کمترین توقع یک مولف است که امضایش زیر کارش باشد.

 

_ن : آیا ترانه های تو منطبق بر تجربیات شخصی توست؟

م: برای من این طور است که کارم تبدیل یک واقعیت به واقعیتی دیگر است. تبدیل نوعی غم به غمی دیگر. برای همین من از اتفاق هایی که در زندگی ام می افتد الهام می گیرم و حسی را که از آن اتفاق داشته ام در قالب ترانه می ریزم. شاید ترانه سفارشی باشد که داستانش ربطی به تجربیات من نداشته باشد. اگر قرار بود فقط از تجربیات شخصی ام بنویسم شاید اصلا ترانه نمی نوشتم، چون کلا آدم منزوی هستم ، ولی می توانم مثلا حس اندوهم را نسبت به مرگ عزیزی ، تبدیل به ترانه ای عاشقانه کنم

 

_ ن: یعنی واقعا زندگی ترانه سرایان پر از لحظات اندوه بار است و هیچ تجربه شادی آوری ندارند؟

م: من درباره خودم گفتم ، زمانی می توانم بنویسم که تنها باشم و غمگین ، در لحظات شاد می شود کارهای دیگری به غیر از نوشتن انجام داد.

 

_ ن: گاهی سری به خانه ترانه می زنی ، نقش این جلسات را در پیشبرد ترانه امروز چطور می بینی؟

 

م: زمانی که برای اولین بار در این جلسات شرکت کردم ، تعدادی از ترانه هایم اجرا شده بود. از آنجاییی که اعتقاد دارم هنرمندان هنرمند به دنیا می آیند_ البته منظورم خودم نیستم_ و داشتن طبع شاعرانه آموختنی نیست، با شرکت در این جلسات چندان موافق نبودم، اما بعد از چند جلسه به این نتیجه رسیدم که شنیدن نقدها چه در مورد کار خودم و چه دیگران بی فایده نیست و از آن به بعد هر وقت فرصت کنم در خانه ترانه که به مدیریت دکتر افشین یداللهی برگزار می شود شرکت می کنم.

 

_ ن: پس از کسانی نیستی که در مقابل نقدآثارشان موضع  میگیرند؟

م: سعی میکنم نقدها را بشنوم و گاهی کارم را چند بار ادیت می کنم

 

_ن: این جلسات نقشی در معرفی شاعران جوان به بازار ترانه داشته اند؟

م: ایرادی که به این جلسات وارد است این است که آهنگ سازان در آن شرکت نمی کنند و بسیاری از ترانه های خوب فقط شنیده می شوند، نقد می شوند  و بعد به بایگانی سپرده می شوند. ولی با این حال بودن این جلسات بهتر از نبودنشان است.

 

_ ن: فکر میکنی یک ترانه سرای خوب باید شاعر خوبی باشد ؟

م: بله . ولی هر شاعری نمی تواند ترانه سرای خوبی باشد.. همان طور که این روزها در تیتراژ اکثر سریالها _ یا شاید تمامشان_ به نام شاعری بر میخوریم که شاعر خوبی ست ولی ترانه سرای متوسطی است. در این ترانه ها نه تصویر جدیدی می بینیم ، نه فرم خلاقانه ای، تنها غافلگیری این ترانه ها استفاده از عبارت هایی است که اگر هر کس دیگر این ترانه ها را گفته بود ، صد در صد رد میشد ، ولی این عبارات وقتی در کنار نام این قبیل افراد قرار می گیرد هیچ مشکلی ندارد.

_ ن: مثلا چه عبارتی؟

م: اگر با دقت گوش نمی کردم ، باورم نمیشد که در ترانه تیتراژ یک سریال نوروزی که هر روز از رسانه ملی پخش میشود ، با عبارتی مثل (خیر سرت) رو به رو شوم !

  
نویسنده : مونا برزویی ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳
تگ ها :

مصاحبه مجله ی قرن 21 توسط نگار حسینی

در آثار فاخر موسیقیایی که در کشورمان تولید می شود معمولا ترانه از کار بیرون می زند و موسیقی نمی تواند خودش را به آن برساند همین مسئله باعث میشود برخی بگویند ترانه در کشور ما بیشتر از سایر ارکان پیشرفت کرده است، شما با این نظر موافقید؟
موسیقی پاپ از جهت چگونگی تولید ، بازار مصرف و غیره به دهها شاخه تقسیم میشود. نمیدانم میشود همه این محصولات را در یک ظرف قضاوت گنجاند و نظری کلی داد یا نه.. اما به هر حال بچه های ترانه سرای ما خیلی خوب مینویسند. به اعتقاد من موسیقی ما ابدا همپای ترانه حرکت نمیکند برای دریافتن این مسئله کافیست آثارمان را با کارهای موفق روز دنیا مقایسه کنیم که در اغلب آنها در کلام اتفاق چشمگیری رخ نداده بلکه مخاطبان با ملودی بیشتر از اِلمانهای دیگر ارتباط حسی برقرار میکنند.. ولی در موسیقی ما ، بخش عمده ی مسئولیت انتقال ِ بار ِ عاطفی یک اثر بر دوش ِ ترانه است.انگار جملات موظفند که به تنهایی مخاطب را تحت تاثیر قرار دهند. موسیقی ما کم کم عادت میکند به مثابه بیگانه ای دست خالی و مُقلد ، با بی میلی دوشادوش ِ کلام جلو برود و چیزی هم به آن اضافه نمیکند وانگار چنین قصدی هم ندارد!


اما با این اوصاف روند موسیقی کشور ما به گونه ای پیش می رود که ترانه سرایان همواره مظلوم واقع می شوند برای کاهش هزینه یک قطعه معمولا اولین چیزی که حذف می شود ترانه سرا است و آهنگسازها و ترانه سراها معمولا این تصور را دارند که خود کفا هستند و خودشان از پس سرایش ترانه بر می آیند؟
بعضی فکر میکنند ابزار ترانه نوشتن تنها قلم و کاغذ و آشنایی با زبان ست. البته اینها هست و تنها اینها نیست. برای همین ما ترانه سازان بسیاری داریم ولی ترانه سرایانمان انگشت شمارند..


تب تقلید در ترانه هم مانند سایر عرصه های موسیقی داغ است و معمولا سوژه بکری که از سوی یک ترانه سرا به آن پرداخته میشود، وقتی ترانه ای می گیرد ، بعدها از سوی دیگر ترانه سراها آنقدر از آن کپی می شود که حتی ترانه اولیه هم جایگاهش را از دست می دهد و زیر سئوال می رود
بله ترانه سازان عبارات و جملات دیگران را مونتاژ میکنند و ترانه سراها آنهایی هستند که به راستی مولف اند..به نظرم یک ویژگی بارز ترانه سازها و به قول شما کپی کارها این است که به شدت پر کارند.. البته دوستی میگفت شاید بشود سلیقه ی انتخاب واژگان ، عبارات و حتی فضای ترانه ای را عینا تقلید کرد اما حس ترانه سرا را نمیشود سرقت کرد..هر کدام از ما رنگ و انرژی خاص خودش را در قالب واژه ها می ریزد و ما در کارهایمان جریان داریم.. این انرژی را دیگر نمیشود سرقت کرد.. به همین دلیل میبینیم بعضی ترانه ها بسیار استادانه جعل شده اند اما با وجود تمام امتیازات ظاهری و بازیهای زبانی ، دلنشین نیستند.. ترانه وابسته به حس سراینده اش است و خوشبختانه حس را نمیشود تقلب کرد


یکی از ویژگی های ترانه های مونا برزویی این است که مخاطب به شدت با آن احساس همذات پنداری میکند ، چطور خودت را به این احساس نزدیک می کنی؟
اگر این اتفاق افتاده باشد باعث خوشحالی ست.. چون هیچ چیز در نوشتن به اندازه ی نزدیک و هم حس شدن با مردم برایم لذت بخش نیست.. نمیدانم چطور میشود ملموس و واقعی نوشت ، تنها این را میدانم که برای عاشقانه نوشتن و تاثیر گذار بودن لازم نیست کوله باری از تجربیات تلخ و شیرین را به همراه داشته باشی. هنرمند باید درد را بشناسد ، فروغ می نویسد (( می بویی آن شکوفه ی غم را تا شعر تازه ای بنویسی)) اما این به آن معنا نیست که باید آدم شکست خورده ای باشی تا عاشقانه تلخ بنویسی.. ابدا


داستان تو و آن خانمی که با اسم تو کلاهبرداری می کرد ، ختم به خیر شد؟
بله ظاهرا تمام شده است! حالا که راجع به آن خانم که با اسم من کلاهبرداری میکرد پرسیدی جالب است بگویم ایشان داستانهای پر حادثه و اغراق آمیزی! درباره ی چگونگی سرایش ترانه های من برای دیگران تعریف میکرده..که بسیار مرا متعجب کرد و خنداند .. این نشان میداد که ذهنیت بسیاری افراد اینگونه است که داستانهایی که روایت میکنیم انعکاس زندگی شخصی مولف هستند .. پس حالا که تا این حد غمناک و تاریکند حتما از اتفاقات تاسف باری سرچشمه میگیرند که شرحش در ترانه آمده.. ولی اینطور نیست.. به نظرم کار ما تبدیل یک واقعیت به واقعیتی دیگر ست.. تبدیل یک اتفاق به اتفاقی دیگر... تبدیل غم به غمی دیگر.. به خاطر همین مثلا پیش آمده در سوگ عزیزی مثل مرحوم خسرو شکیبایی حس تلخم را نوشته ام در غالب یک ترانه که شاید با سوژه ای بی ارتباط اما با غمی به همان اندازه دلتنگ کننده ثبت شده.....


برای مخاطبان مونا برزویی همیشه این سئوال وجود دارد که او چرا هیچوقت به سمت ترانه های منفی نمی رود؟
من البته ترانه های تاریک هم نوشته ام اما هرگز به سمت منفی نویسی گرایش نداشته ام.. نوشتن عاشقانه های سالم را دوست دارم. به نظر ِ من منفی نویسی به خصوص زمانی که به سمت ِ اهانت، زشت گویی و معشوق ستیزی میرود بیشتر یک ژست ِ تصنعی و نمایانگر روح آسیب دیده و پر بغض مولف است تا یک حس ِ عمیق و ماندگار ِ قابل اعتنا


ولی در برخی از روابط عاشقانه که منجر به جدایی می شود نمی توان وجود احساس منفی را انکار کرد؟
نه وجود نفرت و خشم را نمیشود انکار کرد. زندگی مسلما مجموعه ای از احساسات منفی و مثبتی ست که به سراغ ما می آیند. اما من نمیتوانم تصور کنم مولف سطحی ترین افکار و حتی انواع جملات اهانت آمیز را که حتما ناشی از خشم و کینه و نفرت در آن لحظه بوده، ثبت کند، و خیلی زود از اینکار خجالت زده و پشیمان نشود! ابراز خشم آنهم به وسیله ی اهانت به نظرم نه تنها به معنی عدم وابستگی عاطفی و نفرت نیست ، بلکه نشانه ی ضعف و گرفتاری ست. ترانه متعلق به مردم است نه ترانه سرا.. رسانه ی پرمخاطبی ست بیش از حد تصور ما میتواند روی افکار و جهت گیری های احساسی جوانان تاثیر بگذارد.. متاسفانه آماری وجود ندارد که اثرات زمزمه این دست ترانه ها را روی روابط احساسی مردم در آن دوره نشان دهد..


پس موقع نوشتن ترانه به بازتاب و عواقب آن هم فکر میکنی و با احساس مسئولیت مینویسی؟
بله در حد بضاعتم ، همیشه سعی کرده ام به قلمم متعهد باشم. مردم با زمزمه ی جملات ما در روابط احساسی و اجتماعی خود ناخوداگاه از ترانه ها الگو برداری میکنند.


تا به حال پیش آمده که فردی بعد از دیدار با تو بگوید ترانه ات روی تصمیم گیری احساسی او تاثیر گذاشته است؟
نمیدانم روی تصمیم گیری های احساسی مردم تاثیر گذار بوده ام یا نه.. ولی به طور مثال هسته ی اصلی ترانه تقدیر راجع به یک تصمیم برای یافتن گمشده ایست.. که بازخورد عجیب و فوق العاده ای از آن گرفتم یا ترانه ی خوشبختی با اجرای آقای خواجه امیری راجع به گذشت یک عاشق بود..یا ترانه معجزه ی من که یک مثبت اندیشی در اوج اندوه و نا امیدی ست..


در ترانه (( خوشبختی)) که با صدای احسان خواجه امیری خوانده شد به نوعی گذشت و فداکاری عاشق پرداخته شد که در نوع خودش جالب بود ، به نظرت در دنیای واقعی هم چنین گذشتی وجود دارد؟
بله گمان میکنم احساس اگر به آن درجه از تعالی برسد با گذشت و فداکاری همراه خواهد بود، نمونه ی عشق در عالی ترین مرتبه اش را میتوان در وجود مادران یافت و بزرگترین فداکاریها و گذشتها هم مختص مادران است


تا چه اندازه شبیه قهرمان ترانه هایت هستی؟
من همانم .. در کارهایم جریان دارم.. طرز فکر و احساس خودم را نسبت به آن داستان مینویسم.. مثل بازیگری که در غالب یک نقش میرود .. به همین شکل ترانه های سفارشی مینویسیم یا ترانه های تیتراژ


و معمولا همکاری ات با خواننده هایی که با آنها فعالیت میکنی ادامه دار می شود
بله . معرفی من به عالم ترانه به واسطه همکاری موفقم در دو ترانه ، با یکی از آهنگسازان بسیار خلاق ، هوشمند و متواضع صورت گرفت ..که خوشبختانه تا به امروز ادامه دارد. سعی میکنم با همکاران نسبتا متعهد کار کنم و کم حاشیه باشم.. در انتخابهایم مدتی ست به ویترین های خلاقانه و مناسب برای معرفی کارم فکر میکنم چون چگونگی ارائه ی کار در سرنوشت آن بسیار موثر است.


ترانه کوه تو از سوژه بکری برخوردار بود و می توانست به ماندگارترین اثرت تبدیل شود اما قربانی پخش یک سریال ضعیف تلویزیونی شد؟
موافقم . کوه یک ترانه ی قدیمی ست ولی حتی یادآوری سرنوشتش با آن سریال ، بعد از این همه مدت حسرت و تاسفی عمیق را در دلم بیدار میکند.البته بخشی از این تقصیر را به گردن میگیرم. گاهی ترانه ای در ویترینی شایسته معرفی نمیشود چون قبل از واگذاری آن، با همکاران در زمینه ی درک محتوا و ارزش کلام به دیدگاه مشترکی نرسیده ایم. همانطور که بارها به همکارانم پیشنهاد داده ام از صرف هزینه و زمان برای اتد ترانه ای که از نظر خودم کار ضعیفی بوده ، منصرف شوند.. زمانی که اطمینان داشتم ترانه ای مانند کوه پتانسیل این را دارد که در زمان خودش کاری ماندگارو تحسین برانگیز باشد نباید در توضیح و تفهیم این مطلب کوتاهی میکردم. بنابراین خودم را مقصر میدانم.


تا به حال شده ترانه ات قربانی اجرای ضعیف شود؟
بله بسیار زیاد... آنقدر که شمارش آن را دیگر فراموش کرده ام.. و در عین حال معدود ترانه هایی بوده اند که بسیار درخشان اجرا شده اند که با شنیدنشان خودم بغض کرده ام و دلم لرزیده است.


معمولا در چه شرایطی می نویسی؟
اغلب شب ها.. یا هر زمانی که سرشار از حرفی برای گفتنم.. در شب رازهایی برای شنیدن در ذهنت شناور میشوند


نظرت راجع به جلسات نقد ترانه چیست ؟ فکر میکنی این جلسات در پرورش و کشف ترانه سراها موفق هستند یا...؟
طبع شاعرانه داشتن آموختنی نیست.. خود من زمانی که برای اولین بار در یکی از این جلسات شرکت کردم تعدادی از ترانه هایم منتشر شده بود و در آن زمان زیاد هم موافق حضور در این جلسات نبودم ..اما نقدها را شنیدم وبه نظرم با وجود تمام مسائل ، مفید آمد. مهمترین ایرادی که به این جلسات میتوان گرفت عدم حضور مستمر آهنگسازان و استفاده از عقاید آنهاست.


این روزها تب رپ خوانی در موسیقی ما داغ شده است هر چند که در دنیا تکست نویسی برای رپ کار دشواری است اما در کشور ما به جز موارد معدود در کارها ضعف زیادی به لحاظ ادبی و... وجود دارد؟
همانطور که برایم سخت است به موسیقی پاپ با اینهمه انشعاب به عنوان یک پیکر واحد نگاه کنم به نظرم رپ هم مقوله ایست که از فرط گوناگونی کیفیت ، به راحتی نمیشود راجع به آن نظری کلی داد. من با بخش گسترده ای از رپ که به سمت ابتذال و سخیف نویسی میرود کاری ندارم.. فقط آن تکستی را که میپسندم ،دنبال میکنم. بسیاری در این حیطه فعالیت میکنند اما شاید کلیت کارشان از حد یک شوخی مبتذل فراتر نمیرود. بنابراین جمع بندی کلی نمیکنم.. تنها شنونده ی آن بخشی از رپ هستم که کلام در آن چند لایه میشود و از جسارت برای بیان تفکرو اعتراضی ارزشمند استفاده میشود.


در کشور ما ترانه گفتن برای خوانندگان مجاز کار چندان ساده ای نیست ، چرا که ترانه سرا در بیان احساسات عاشقانه اش با محدودیت مواجه است اما در برخی از موارد این محدودیت باعث بروز خلاقیت و وصف معشوق به گونه بسیار زیبا میشود. با این نظر موافقید؟
کاملا موافقم. به نظر من با نظارت صحیح بر محتوای کارها میشود محتوای کلام را ارتقا داد و به کارهای ماندگار و با ارزشی دست یافت.. البته مهمترین بخش تعریف این چهارچوب است. گاهی یک تعریف سختگیرانه باعث انحراف هم میتواند باشد، اتفاقی که مدتی پیش شاهد آن بودیم.. تولید بی رویه ی آثار منفی و ترانه های واسوخت.. که نه به عنوان یک شاخه در کنار دیگر شاخه ها.. بلکه در یک دوره ی نسبتا طولانی منفی نویسی به صورت سوژه ی غالب ترانه ها در آمد.. به نظر من علت این جریان این بود که ترانه سرایان از گشتن به دنبال کشف و شهودهای تازه در چهارچوب تعریف شده ، خسته شده بودند. و برای فرار از فضاهای حسی تکراری ظاهرا ساده ترین راه را انتخاب کردند.


به نظرت ترانه های جوششی بهتر است یا ترانه های کوششی ؟
وقتی ترانه ی کوششی نوشتید و احساسش آنقدر واقعی و ملموس بود که همه آنرا جوششی دانستند، موفق بوده اید!


بسیاری از ترانه سراها امیدوارند ترانه ای بنویسند که میلیونها نفر با آن همذات پنداری کنند سال گذشته که این اتفاق برای تو افتاد انتظار می رفت که بعد از آن ترانه و موفقیت چشمگیرت ، اسم تو در اینسرت بسیاری از آلبوم ها دیده شود، اما در نهایت تعجب تو کم کاری را انتخاب کردی؟
جهشی در کیفیت کلام من ایجاد نشد که تغییر رویه بدهم.. از اولین ترانه هایم تا به امروز روی همین خط نوشته ام با همین نگرش ، زبان و فضای حسی.. و از ابتدا هم گزیده کار بوده ا م.. اجرای بسیارخوب ، باعث شد درباره ی آن کار ، حق مطلب به شایستگی ادا شود .. از خدا ممنونم چون اتفاق خوشی بود و سیلی از انرژی مثبت مردم را به سمتم سرازیر کرد .. ولی من منتظر فرصتی نبودم تا از طریق آن بتوانم ترانه هایم را واگذار کنم.. چون متقاضیان زیادی برای اجرا ترانه هایمان همیشه هستند،وما از این جهت کمبودی حس نمیکنیم.. مسئله ی مهم برایم اجرا شدن نیست.. چگونه اجرا شدن است..اتفاقا انتشار آن کار باعث شد در واگذاری کارها حتی بیش از گذشته سخت گیر شوم

اینکه در این سالها روی یک خط نوشتی برای تو نقطه ضعف محسوب می شود یا قوت؟
نمیدانم شاید ضعف باشد یا شاید هم قوت. باید منتظر قضاوت زمان بود.


مدتی است که در خبرها می خواندیم که ظاهرا فردی با نام شما دست به فروش ترانه می زد و...؟ در این مورد کاری انجام دادید؟
بله با چند تن از وکلا صحبت کردم و اقدامات اولیه قانونی را تا مرحله ی طرح شکایت و تهیه استشهادیه انجام دادم.. همکاری تعدادی از مجلات هم در اطلاع رسانی تا حدود زیادی موثر بود..این خانم ظاهرا مدتی را به جای من در بعضی محافل شرکت میکرده و برخوردهایش هم به هیچ عنوان موجه نبوده.. حتی تا مرحله ای پیش رفته که قصد همکاری با چند نفر را هم داشته... نمیدانم چه عاقبتی برای اینکار تصور میکرده..از اینکه با اعتبارو وجهه ی اخلاقی من بازی شد رنجیدم و برای دختر بچه ی کوچکی که تحت سرپرستی ایشان زندگی میکند، متاسف شدم.. نمیدانم چه بگویم..اتفاقات عجیبی می افتد و من همچنان آرزو میکنم بی حاشیه راه خودم را بروم و بنویسم ..

  
نویسنده : پرشین بلاگ ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٢
تگ ها :